دلــم ز روز ازل مبتـلای زهــرا (س) بـود
غلام خـانه به دوشی برای زهـرا (س) بـود
نـه من ... که عالم امکان سراسرش هـر دم
ز روز اوّل خلقتـــ گـدای زهــرا (س) بـود . . .
خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر" تسلیتـــ باد .
قبل از واقعـــه ... ... ... ... !!!
خانه را با هر که در او هست آتش خواهم زد مگر آنکه شما هم آنچه ؛
مسلمانان پذیرفـــتهاند به پـذیـرید.
عُـمَـر ملعــون... مىخواهى خانه ما را آتش بزنى ...؟... آرى ...
در آن روز چــرا چنین گفتگوهائى بین یاران پیغمبر در گرفتـــ...؟
اینان کسانى بودند که در روزهاى سختـــ بیارى دین خــدا آمدند.
بارها جان خود را بر کفـــ نـهاده بکـام دشمن رفتند.
چه شد که بزودى چنین بجان هم افـتادند ...؟
آنـهمه شتابـــ در برگــزیدن خلیفه براى چــه بود ...؟
و از آن شگـفتــــ تـر،
آن گفتگو و ستیز که میان مهاجر و انصار در گرفتـــــ چرا ...؟
غصهاى دارم که از شدّتش دل به خون نشسته و اندوهى دارم بهتـــ آور چه زود جمع ما را به پریشانى کشانید و میان ما جدائى افکند تنها بسوى خــداوند شکایت مىبرم به همین زودى دخترتـــ از همدستـــ شدن امتتـــ بر ربودن حقش به تو خبر خواهد داد ،
همه سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه ، چه بسا درد دلـهائى که چون آتش در سینهاش مىجوشید و در دنیا راهى براى گفتن و شرح دادن آن نیافتـــ او هم اکنون مىگوید و خــداوند هم داورى مىکند و او بهترین داورانستــــ ...
سلام بر شما سلام وداع کننده که نه خشمگین استـــ و نه دلتنگـــ اگر مىروم بخاطر دلتنگیم نیستـــ و اگر بمانم بخاطر بـدگمانیم به خــدا از آنچه به صـابران وعــده داده نباشد.