...
اگــر چـه در خـانــه ؛ دو اُسـوه صـبـر و ایـمان و تـقـوا... ،
کانون ساده زیستی، زهد ، ایثار ، انفاق ، جهاد ، سیاست ،
اندیشه، شجاعت و هزاران فـضیلت دیـگر بــود و
اگر چه آنها مـحبوب تـرین انـسانـهای عـالـم هـستند و
عمری پررنج و مصیبت داشتند !
و لیکن زندگی آنان خالی از لحظات شیرین و دلپسند "
تفریح و شادی هم نبود.
چــرا ؟؟؟ کــه علـی (ع) و زهـــرا (س)"
هم انسانند و انسان هم به شادی و تفریح احتیاج دارد.
شیرین ترین اوقات زندگی ، لحظاتی است که
انسان چشم به معشوق خود می دوزد و او را می نگرد.
و عاشقانه با او صحبت می کند و نهایت عشق و
عاطفه خود را در کلام و نگاه ابراز می دارد.
زنـدگـانـی علـــی (ع) و زهــــرا (س)
پـــُـر استــــ " از لـحظـات عـاشـقانـه و شـیـرین.
علــی (ع) می فـــرمــــاینــــد:
((دائــماً به او می نگریستم و از دلـم غـم و انـدوهـها برطرف می شد.))
و فاطمه (س) خطاب به همسرش می گوید:
علی جان ! جانم فدای تو ! جان و روح من سپر بلای جان تو !
یا اباالحسن " همواره با تو خواهم بود. چه در خیر و نیکی به سر ببری،
چه در سختی ها و بلاها گرفتار شوی، همواره با تو خواهم بود.
و چه نیکو کلام خود را به اثبات رسانید و
جان خویش را در طبق اخلاص نــهاد و فــدایی علــی (ع) شد.
اما از آنجا که : در بالاترین مراتب انسانیت قرار دارند،
تفریح و شادیشان هم متناسب با روح متکاملشان و به دور از هر گونه،
افراط و تفریط است.
مروری بر چند نمـونه زیبـا از زنـدگی سراسر زیبـای این بــزرگـواران "
مـؤیـد مطـالـبـــ فـوق استـــــ :
در شبــــ عـروسی شــان،
اگـر چـه زنـان دَفـــــ می زنند و سرودهای شــاد می خـواننــد،
امّا فضای مجلس خالی از تکبیر و سرودهای معنوی هم نیست.
در صحنه ای دیگر زهرا (س) را مشاهده می کنیم که :
در حضور علی (ع) با فرزندش حسین مشغول بازی کردن است و
به او می فرماید :
اَنتَــــ شَبیــها بــِأبــی ... لَــستَــــ شَبیــها بـِـعَـلـی ...
تو به پدر من پیامبر شبیهی و به پدرت علی شباهتی نداری.!
و این موجب خنده و تبسم حضرت علی (ع) می شود.
در جای دیگری علی (ع) و زهرا (س) را مشاهده می کنیم که :
به اتفاق به صحرا رفته اند و به هنگام خوردن خرما و
در قالب گفتگوی شنیدنی، تفریحی شیرین و دلپسند دارند.
علی (ع) می فرماید: ای فاطمه جان ! رسول خدا ،
مرا بیشتر از تو دوست می دارد. و حضرت زهرا (س) پاسخ می گوید:
از سخن تو تعجب می کنم !
آیا می شود پیامبر اکرم (ص) تو را بیش از من دوست داشته باشند،
در حالیکه من میوه دل او " و عضوی از پیکرش و
شاخه ای از شاخسارش می باشم و غیر از من فرزندی ندارد.
پس از آن به نزد پیامبر اکـــرم (صلی الله علیه و آله) رفتند ...
و صحبتشان را در حـضـور پیـامـبر ادامه دادند،
ابتدا فاطمه (س) پیش دستی کرده و عرض کرد:
ای رسول خدا ! کدام یک از ما دو نفر نزد تو محبوب تریم...،
من یا علی؟ رسول خدا (ص) فرمود:
تو به من محبوب تری وَ علی از تو برای من عزیزتر است !