مردم روستای ابواء بین دو شهر مکه و مدینه سال ها بود ؛
کــه بـه خـاطر وجـود قــبر "
مادر رسول خــــدا (ص ) " ( آمـنه دخـتر وَهَـبــــ ) "
میزبان حاجیانی بودند که از مکه به مدینه می رفتند.
آن روز مردم روستای ابواء مهمان گران قدری را در میان خود داشتند.
بزرگ مردی از خاندان نبوت و رسالت،
قافله " امام جعفر صادق علیه السلام در راه بازگشت از "
حج در این روستا توقف کرده بودند.
شب هنگام کوچه پس کوچه های کاه گلی ابواء میزبان حوریانی شد،
که از هفتــــ آسمــان بــه زمیــنــــ آمده بودند.
در هنگام سپیده دم و با طلـوع خـورشــید ؛
روز یکشنبه هفتم صفر سال 128هجری قمری ،
مژده بدنیا آمدن نوزاد امام صادق علیه السلام را به ایشان دادند.
قلب امـام جـعفـر صـادق علـیه السّـلام لبریز از شادی شد.
به شکرانه ی نوزاد تازه متولّد شده،
امـام سه روز به مردم روستاهای اطراف طعام دادند.

امام ششم با شادی و شعف به مردم می فرمودند:
شمارا درباره پسرم موسی کاظـم علـیه السّـلام ...
به خیر و نیکی سفارش می کنم.
امـام جعفر صادق علیه السلام همواره و به شدت بر جانشینی ،
امـام موسی کاظم علیه السلام پس از خود تأکید می کردند.
آن گاه دست فرزندشان امـام مـوسی کـاظـم علـیه السّـلام "
را بلند می کردند و می فـرمـودنــد :
او حق است و حق با او ...
تا خداوند او را وارث زمین و هر که در آن است قرار دهد.
امـام مـوسـی کـاظــم علـیه السـّلام "
در زمان خویش عابد ترین بنده ی خدا و بزرگ ترین فرمانبر او بود.

سـلام بر روزی که این فرزندِ بـهشتــــ متـولّــد شد،
سـلام بر او که بـابــــ الـحـوائــج است ،
سـلام بر گشــاینده تمام درهــای بســته ،
سـلام بـر اعتبــار زنـدان هـای بی گـــناه "
سـلام بـر کـاظــم تــریـن بنــده خــــــدا "
وَ سـلام بـر آتـشـفـشــان صبــــور ...
دلِ مـَنـــ را چـه مـبتـلا کــرده ؟؟؟
جـلوه هـایـی کــه دَم بــه دَم داری .
حـضـرتــــ عـشـق ! حـضـرتــــ بـــاران !
در دلِ خـسـته ام حـَـرم داری ...